نوشته‌هایی با برچسب "شعر طنز زن"

شعر طنز زن گرفتن شعر طنز زن گرفتن

خدایا زن گرفتن سخت گشته. مجرد این زمان بد بخت گشته. امان از دختران پر افاده. کلام “نه”بر لبها نهاده. اناث عاشق ماشین وخانه. وماهر در بروز هر بهانه. همه در انتظار تکسوارند. به رویا عاشق زیبا نگارند. الا دختر بیا واقع نگر شو. بیا با خواسگاران همسفر شو. اگر آمد جوانی خوب ومسکین. بله گویان زبهرش باش تسکین. - پورتال آسمونی Asemooni. com. <!-- Begin Asemooni. com Advertise System-->. <!-- End Asemooni. com Advertise System-->.

شعر طنز بسیار جالب مجادله بین مرد و زن شعر طنز بسیار جالب مجادله بین مرد و زن

شعر طنزی که امروز آماده کردیم، کاری از دو شاعر طنز پرداز زن و مرد میباشد. سایت آسمونی شما را به خواندن این شعر طنز دعوت میکند. شاعر زن:. به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال من آفرید. خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید!. برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید!. مرا شکل طاووس کرد و تو را / شبیه بز و کرگدن آفرید!. به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید. تو را روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید. ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید. خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفر

شعر طنز زن ذلیل شعر طنز زن ذلیل

گشته اسباب غرور و دلخوشی. یک زن لاغر سیاه و کشمشی. با قدی چون نردبانی بر چنار. کی توانم راه رفتن در کنار. دستها چون بیل و ناخن دسته بیل. در تنم خنجر کند چون سیخ و میل. موی سر کم پشت و صورت پر ز مو. ماه پر لک گشته این سیمینه رو. چون ببینی خنده هایش پر کشی. یک به یک دندان زرد و سیم کشی. با دماغی تیز و باریک و بلند. چهره اش کرده فریبا و لوند. چشم و ابرو در هم و مخموره حال. ریز چون بادام خشک و زرد کال. کی زبان آید به کامش در سکوت. میزند مغزم دگر زنگی و سوت. مادری دارد چو رستم پهلوان. نعره اش لرزد تن شیر ژیان. هفته ای ده شب بیاید خواهرش. پر کند از م

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه